تبليغاتX
دل نوشته ها و رمان فارسی

دل نوشته ها و رمان فارسی
من با الهام از آیه هجرت در قران برای آزاد زیستن و آزاد فکر کردن مهاجرت کردم.
لینک دوستان

                                                                              

تبریک به ملت ایران و به اصغر فرهادی و به لیلا حانمی و به پیمان معادی و به همه دست اندرکاران تبریک می گویم 

این واقعیت دارد که هر جا ممنوعیت بیشتر باشد توجه مردم بیشتر میشود. این چند روز با هر دوست و آشنایی در ایران صحبت میکردم حرف از اسکار میزدند. امروز هم دیدم تقریبا بیشتر مردم بیدار ماندند تا برنامه اسکار را تماشا کنند. می دیدم همه دوست و آشناها بیدارند یا می گفتند ساعت را کوک می کنیم تا بیدار شویم و اسکار را تماشا کنیم. شاید تا سال گذشته بسیاری از مردم ایران اصلا نمی دانستند اسکار چیست و یا کیست؟ امسال به لطف اصغر فرهادی و فیلم جدایی نادر از سیمین هم مردم مهربان و صلح دوست ایران به جهانیان شناسانده شدند و هم مردم ایران فهمیدند که میتوانند علیرغم تمام محدودیت ها حرفی برای گفتن داشته باشند. نیاز نیست لباس های آنچنانی در فیلم بپوشند یا قسمتی از فیلم را به مسائل سکسی اختصاص دهند تا مورد توجه قرار بگیرد. میشود پوشیده بود و مورد توجه جهانیان قرار گرفت. دیشب برنامه اسپیریت (جشنواره فیلم های مستقل در امریکا) برگزار شد و هر ساله یک شب قبل از اسکار این برنامه برگزار میشود و معمولا هر فیلمی در این جشنواره پذیرفته شود در اسکار هم برنده میشود. خب جدایی نادر از سیمین برنده این جشنواره بوده و چند روز پیش هم برنده جشنواره سزار در فرانسه که به نوع خود اسکار فرانسوی حساب میشود . بنابراین نشان میدهد که اصغر فرهادی و نمام کسانی که دست اندرکار این فیلم بوده اند شاهکاری خلق کرده اند. مردم ایران هم منتظر یک افتخار جهانی دیگر بیدار مانده اند و منتظر شروع این برنامه هستند. به مردم فرهنگ دوست و صلح دوست وطنم تبریک می گویم و فردا افتخاری دیگر را در این ثبت خواهیم کرد.کاش مسئولین بیشتر درک میکردند کارهای بزرگ را تنها مردم بزرگ میتوانند انجام دهند. تا کور شود هر آنکس که نتواند دید.


برچسب‌ها: اسکار, جدایی نادر از سیمین, اصغر فرهادی, لیلا حاتمی
[ دوشنبه 8 اسفند1390 ] [ 3:5 قبل از ظهر ] [ فریبا ]
درباره وبلاگ

×××××پدر و مادر همسرم ×××××

از روزی که تصمیم به مهاجرت گرفتم غمی در من بوجود آمده که براحتی نمی توانم مراحل گذر از پروسه مهاجرت را شادی کنم و این را میدانم که هیچ جا وطن آدمی نمی شود در این سالهای عمرم و از زمانی که فهم و شعور سیاسی و اجتماعی پیدا کردم نتوانستم خودم را با بی عدالتی ها ، دوگانگی ها، دروغ و ریا و تزویر هماهنگ کنم و هر روز که گذشت از زندگی اجتماعی عقب تر رفتم چون اهل تملق و چاپلوسی نبوده و نیستم. گوشه ای نشستم و زانوی چه کنم بغل کردم، اگر وضع اینچنین باشد سالهای آینده سهم من از این زندگی چیست؟ چگونه میتوانم به شریعتم عمل کنم در جایی که فقط دم از استقرار شریعت زده میشود. حجاب را بهترین آرامشگاه زن انتخاب کردم و به این باور رسیدم که در هر کجای دنیا میتواند زینت بخش روح و روان زن باشد اما در این وادی وای اگراز مسئولی انتقاد کردی نسخه تو پیچیده میشود در حالی که همان مسئول در صحبتها همه از این واجب دینی امر و نهی حرف میزند. فکر کردم و فکر کردم تا آخرین نتیجه برای بهتر زیستن و بهتر اندیشیدن با توجه به آیه هجرت سوره نسا مهاجرت را انتخاب کردم تا هم جسما و هم روحا بتوانم رشد کنم جایی که آزاد باشم و حق انتخاب داشته باشم . تحقیق کردم کانادا را ایده آل تر از دیگر جاها دیدم با تمام مشکلاتی که میدانم سر راهم قرار خواهد گرفت و من باید صبور باشم تا به آنچه میخواهم برسم و این میسر نیست جز با همت والا التماس دعا
امکانات وب
ليست وبلاگهای به روز شده